بسم رب المهدی
بیا که به همه ی کوله بار برخیزیم
به عزم بوسه به دستان یار برخیزیم
غبار غربت پاییز را دوامی نیست
بیا به انتظار طلوع بهار برخیزیم
شاید روزی تو بیایی ولی چه دور...
مگه می شه که من بدون تو زنده بمونم...
خیلی سخته به خدا...
حال می ده که دیگه من رو نبینی مگه نه؟
من، من که اینهمه ادم بدی هستم رو نبینی...
واقعا حال نمی ده...
اقا اگه من هم جای شما بودم نمیومدم پیش خودم...
ولی حالا که من جایی شما نیستم...
پس...
تو رو به هرکی دوست داری بیا...
نویسنده » شاتقی . ساعت 1:36 عصر روز جمعه 86 آذر 2